فصول الحکمة؛ شرح فارسی بر منظومه(مبحث الهیات) - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ٧٥٦ - رأى صواب در كلى طبيعى و افراد آن
شيخ بر او تشنيع نموده و در مذهبش قدح وارد مىكرد.
پ س بايد گ فت مثل كلّى طبيعى با افرادش مثل پ دران متعدّد با اولاد است
چ نان چ ه ما تحقيق آنرا نمودهايم.
شرح فارسى:
توضيح
رأى صواب در كلّى طبيعى و افراد آن
بين شيخ و يكى از اهل فنّ در همدان مناظرهاى واقع شد راجع به وجود
كلّى طبيعى نسبت به افرادش آن شخص مدّعى بود كه مثال كلّى طبيعى بافراد
همچون نخى است كه در دانههاى تسبيح عبور كرده و بعبارت ديگر آنرا واحد بالعدد
دانسته و در عين حال افراد را كثير و متعدّد همانطورى كه (يك پ در باشد نسبت به
اولاد متعدّده) شيخ مىفرمود اين مقاله باطل است و كلّى نسبت بافرادش همچون
آباء است نسبت باولاد و در غير اين صورت لازم است ماهيّت واحده متّصف به
اضداد باشد فلذا در ص ٣٩٤ از كتاب شفاء مىفرمايد:
اگر قائلى بگويد آيا انسانيّت در زيد باعتبار ذاتش با انسانيّت در عمرو فرق
دارد در جواب گ وئيم خير لكن لازم نيست ملتزم شويم به اين كه انسانيّت واحد
بالعدد است بلكه متعدّد مىباشد و بين جواب سلبى و التزام بتعدّد هيچ تنافى نيست
زيرا مقصود از سلب، عدم تغاير از حيث انسانيّت بوده و مراد از تغاير، تغاير بحسب
امر خارج است زيرا اگر تعدّد مستند به امر خارج نبوده و باعتبار نفس انسانيّت باشد
لازم مىآيد انسانيّت باعتبار انسانيّت متّصف به اوصاف متقابله باشد و اين امرى
است كه در تمهيد قبلى آنرا باطل كرديم.
متن: « ١٨٧، ١٨٦، ١٨٥ »
|
جنس و فصل لا بشرط حملا |
فمدّة و صورة بشرط لا |
|
|
فى الجسم تان خارجيّتان في |
اعراضه عقليّتان فاقتف |
|
|
اذ ما به الشّركة فى الاعيان |
و ما به امتيازها سيّان |